مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
قلم چو کوه دماوند سخت و سنگینبار ورق کـبوتـر آتـش گـرفـتـهای تـبدار زمانِ از تو نـوشـتن ورق کـند پـرواز زمانِ از تو سـرودن قـلـم شـود الـوار زبان به مدح تو واکردن آنچنان سخت است که بین جمع کند یل به ضعف خود اقرار تو آنچنان که تویی روبروی آینه باش نه در مقابل این پای تا به سر زنگـار کرامت تو به هر بیت، بیت خواهد داد مراست در پی هر یک، هزار استغفار روایـتیست شریف از کـتاب القـطـره که قطرهایست ز دریا و وصف توست بحار که بَر نِشاند تو را جای خویش بر منبر امیر قـصـر کـلام و عـمـارت گـفـتـار امام خـطـبه طلب کرد خطبهای از تو ولیِّ راز طلـب کرد سِـرّی از اسـرار تو بر بـلـندی کـوه تـواضـع و تـسـلـیم شبیه فاطمه در مشی و قول و حلم و وقار کسی نـدیـده چـنـین مـاهـتاب بر منـبر کسی نـدیـده چـنـین آفـتـاب در انـظـار زبان به خطبه گشودی و مرتضی مدهوش شبیه عـاشق و معـشـوق لحـظۀ دیـدار پس از ثنای الهی و نعـت مصطـفـوی چه گوید آنکه علی راست تاج ایل و تبار؟ علیست باب الهی علیست حصن حصین علیست پرسش اول علیست آخر کار موالیان عـلی مـؤمنانـد و گـوهـرقـدر و منـکـران عـلی کـافـرند و بیمقـدار چنان مـدیح عـلی از زبان پـاک حسن نشست بر دل کـروبـیـان عـرشسـوار که مرتضی به تو بر زد صلا: «بِنَفسی اَنت» فدای لـفـظ تو جـان نـبی بـگـیـر قـرار فدای تو پدر و مـادرم که فـضل تو را هزار لوح و مُجَـلـّد نـیـاورد به شـمار ثنای حُسن تو گفتن بهشت شاعرهاست ثنای حُسن تو گـفـتهست حـیـدر کـرار |